وقتی به انبوه ِ لباس های مچاله شده روی هم خیره شده اید به چه فکر می کنید؟ تصویر کوهی از جالباسی شما را به چه
واژه هایی می رساند؟ انبوه ِ مجله هایی که بدون نظمی خاص روی هم تلنبار شده اند چطور ؟ شلختگی ؟ آشفتگی ؟
توقیف مجله ها و روزنامه ها و یا تولید انبوهشان؟ رفاه مادی ؟ بی تفاوتی فردی ؟ آه! از این کلیشه های دست و پا
شکسته بگذرید. دقیقه ای وقت بگذارید و مقدار زیادی جالباسی را تصور کنید .
دقیقه ای بعد ، به دیوید ماک (David Mach) بیاندیشید. و به احترام این همه سال استفاده ی هنری اش از توده های
مختلف و خلق آثار بی نظیرش در حوزه ی معنایی، کارهایش را با چشم هایی باز نگاه کنید.
دیوید ماک هنرمند پرکار و فعالی به حساب می آید. او آثار زیادی را در شهرهای مختلف عرضه کرده. بعضی از
مجسمه ها ی او که اغلب در اندازه های غول پیکر و بزرگی ساخته می شوند موقتی هستند و تنها برای یک هفته
در شهر نصب می شوند.
هر هنرمندی ابتدا می اندیشد. اندازه کارهای ماک شاید این نکته را برساند که او رویاهایش را در صفحه ای بی اندازه
بزرگ در ذهنش می چیند. فعالیت مصرانه اش در حوزه ی هنری اش او را تبدیل به هنرمندی پراندیشه و صاحب سبک
کرده است. خودش در باب فکرهایش می گوید :" وقتی طرح هایی در ذهن دارم، می خواهم بسازمشان. نه فقط بعضی
از آنها را، بلکه تک تک شان را." چیزی که بیشتر از هرچیزی مرا به طرف آثار ماک جذب کرده همین اشتیاقِ
بی حصر و اندازه ی او برای خلق کردن است.
اثری انتزاعی متشکل از باجه های تلفن ِ خراب (Out Of Order)
در حال حاضر دیوید ماک در دانشگاه مجسمه سازی تدریس می کند و نمایش یکی از پروژه های جدیدش همین هفته در
لندن آغاز شده. دیوید ماک معتقد است که هنرمند باید طرح هایی را در سر بپروراند که از درون جامعه نشأت گرفته
باشد. گرچه ماک با این سخن اهمیت زیادی به مخاطب و نحوه ی برقراری ارتباطش با اثر داده است ، کارهای او همیشه
همسو با اندیشه ی غالب بر جامعه نبوده است. بارها آثارش مورد نقدهای تند و تیز قرار گرفته و یکی از ساخته هایش
که به موضوع سلاح های هسته ای پرداخته بود و سو استفاده از نیروی هسته ای را مورد اتهام قرار می داد توسط یکی
از مخالفین تندرو در خیابان به آتش کشیده شد.
مخالفتها و نقدهای تند و تیز ماک را از فعالیت باز نداشته و او با انرژی بی نظیر ساعات زیادی را در حال کار کردن
روی پروژه هایش می گذراند. بسیاری از پروژه های ماک به شهر آرایی مربوط می شوند. نمونه ی خوبی از این نوع
قطار آجری به طول 60 متر و به ارتفاع شش متر است که در شهر دارلینگتون انگلستان ساخته شده و صرفا جنبه ی
شهرآرایی دارد.
گروه سی و چهار نفره ای به مدت بیست و یک هفته وقت گذاشتند تا طرح ماک اجرا شود.وقتی از ماک راجع به اثر
پرسیدند او گفته بود گذاشتن صد و هشتاد و پنج هزار آجر در جای مناسبشان کاری به شدت خسته کننده و طاقت فرسا
است.
شاید به دلیل همین تلاش بی شائبه بود که در سال 1988 (یعنی سالی که من به دنیا آمدم ) جایزه ی
ترنر ( Turner) را به خود اختصاص داد. پیشنهاد می کنم از سایتش دیدن کنید. و اگر عطش و اشتیاق تان به آثار
هنری شبیه من است سعی کنید امشب آثار او را در خواب به تماشا بنشینید.
واژه هایی می رساند؟ انبوه ِ مجله هایی که بدون نظمی خاص روی هم تلنبار شده اند چطور ؟ شلختگی ؟ آشفتگی ؟
توقیف مجله ها و روزنامه ها و یا تولید انبوهشان؟ رفاه مادی ؟ بی تفاوتی فردی ؟ آه! از این کلیشه های دست و پا
شکسته بگذرید. دقیقه ای وقت بگذارید و مقدار زیادی جالباسی را تصور کنید .
دقیقه ای بعد ، به دیوید ماک (David Mach) بیاندیشید. و به احترام این همه سال استفاده ی هنری اش از توده های
مختلف و خلق آثار بی نظیرش در حوزه ی معنایی، کارهایش را با چشم هایی باز نگاه کنید.
دیوید ماک هنرمند پرکار و فعالی به حساب می آید. او آثار زیادی را در شهرهای مختلف عرضه کرده. بعضی از
مجسمه ها ی او که اغلب در اندازه های غول پیکر و بزرگی ساخته می شوند موقتی هستند و تنها برای یک هفته
در شهر نصب می شوند.
هر هنرمندی ابتدا می اندیشد. اندازه کارهای ماک شاید این نکته را برساند که او رویاهایش را در صفحه ای بی اندازه
بزرگ در ذهنش می چیند. فعالیت مصرانه اش در حوزه ی هنری اش او را تبدیل به هنرمندی پراندیشه و صاحب سبک
کرده است. خودش در باب فکرهایش می گوید :" وقتی طرح هایی در ذهن دارم، می خواهم بسازمشان. نه فقط بعضی
از آنها را، بلکه تک تک شان را." چیزی که بیشتر از هرچیزی مرا به طرف آثار ماک جذب کرده همین اشتیاقِ
بی حصر و اندازه ی او برای خلق کردن است.
اثری انتزاعی متشکل از باجه های تلفن ِ خراب (Out Of Order)
در حال حاضر دیوید ماک در دانشگاه مجسمه سازی تدریس می کند و نمایش یکی از پروژه های جدیدش همین هفته در
لندن آغاز شده. دیوید ماک معتقد است که هنرمند باید طرح هایی را در سر بپروراند که از درون جامعه نشأت گرفته
باشد. گرچه ماک با این سخن اهمیت زیادی به مخاطب و نحوه ی برقراری ارتباطش با اثر داده است ، کارهای او همیشه
همسو با اندیشه ی غالب بر جامعه نبوده است. بارها آثارش مورد نقدهای تند و تیز قرار گرفته و یکی از ساخته هایش
که به موضوع سلاح های هسته ای پرداخته بود و سو استفاده از نیروی هسته ای را مورد اتهام قرار می داد توسط یکی
از مخالفین تندرو در خیابان به آتش کشیده شد.
مخالفتها و نقدهای تند و تیز ماک را از فعالیت باز نداشته و او با انرژی بی نظیر ساعات زیادی را در حال کار کردن
روی پروژه هایش می گذراند. بسیاری از پروژه های ماک به شهر آرایی مربوط می شوند. نمونه ی خوبی از این نوع
قطار آجری به طول 60 متر و به ارتفاع شش متر است که در شهر دارلینگتون انگلستان ساخته شده و صرفا جنبه ی
شهرآرایی دارد.
گروه سی و چهار نفره ای به مدت بیست و یک هفته وقت گذاشتند تا طرح ماک اجرا شود.وقتی از ماک راجع به اثر
پرسیدند او گفته بود گذاشتن صد و هشتاد و پنج هزار آجر در جای مناسبشان کاری به شدت خسته کننده و طاقت فرسا
است.
شاید به دلیل همین تلاش بی شائبه بود که در سال 1988 (یعنی سالی که من به دنیا آمدم ) جایزه ی
ترنر ( Turner) را به خود اختصاص داد. پیشنهاد می کنم از سایتش دیدن کنید. و اگر عطش و اشتیاق تان به آثار
هنری شبیه من است سعی کنید امشب آثار او را در خواب به تماشا بنشینید.
