Instagram

سه‌شنبه، تیر ۱۸

تا همه ی عمر با منست این درد ..



یه سری آدما به جای همه ی ماها رفتن زندان. یه سری هم شکنجه های روحی روانی جسمی شدن. یه سری به جای خیلی از ماها رفتن خیابونا و تیر خوردن. یه سری به جای خیلی از ماها صداشون و بلند کردن. یه سری از ماها این وسط خودمون و کشیدیم کنار و زدیم به در بی خبری. 

بودن کسایی که از فتو شاپ بودن صحنه مرگ ندا حرف زدن ، نه بخاطر اینکه اونوری بودن نه همینوری بودن. هیچ جوری نمی خواستن درگیر ماجرا شن. حتی درگیر ِ خبرش. با انکار خیلی چیزا به آرومی و راحتی برگشتن سر زندگیاشون. خیلی از آدما از زندان ها اومدن بیرون و خیلیا نیومدن. خیلیا کلن دیگه بیرون نمی یان و دیگه اصلن توی دنیا نیستن. 

این وسطا من روابطم و با خیلیا محدود کردم. تا یه جایی با انکاری ها بحث کردم و سعی کردم بکشونمشون وسط ماجرا. ولی از یه جایی به بعد دردها بغض شد و حنجره خیلی ها پر موند. با حنجره ی پر بحث کردن با آدما سخته. روابطم محدود شد. از انکاری ها فاصله گرفتم . خواستم برگردم به سلامتی که از دستش داده بودم. امروز شاید بهانه ی خوبیه که یاد آدمایی بیافتیم که به جای ما... همیشه به جای ما... 

من که زندان نرفتم ، شکنجه نشدم. ولی می دونم اونایی که رفتن و برگشتن ، دیگه هیچ وقت اون آدم قبلی نیستن. چیزی که ما بهش می گیم درد و اونا خنجرگونه تو تنشون حس کردن. چیزی تو زندگی اونا تغییر کرد . و ما نبودیم کنارشون. من شرمنده ی همه اونام.


۱۲ نظر:

مرجان گفت...

خیلی خیلی ممنونم که از این دردها مینویسی. من تازگیا خیلی بیشتر از همیشه به این چیزا فکر میکنم. اینجوری لااقل خیالم راحته که یکی دیگه هم مثل من هست وقتی که به قول تو همه دارن همه چیو انکار میکنن

ناشناس گفت...

من رفتم کسی بودم که همزمان با موسوی گرفتنم کسی بودم که مشهور بودم اما وقتی رفتم تو حتی یکی از دوستام یادمی ازم نکردند وحتی اسمی ازم نیومد. همشون بعد آزادیم باهام حتی حرفم نزدن نفهمیدم چا اما من دیگه کشیدم کنار نشستم خونه تا شب روز شه روز شب شه. وقتی تو اوجی همه دور ورتن نه بخاطر خودت به خاطر استفاده ازت وقتی میای بیرون دیگه نیستن. شرمنده نباش دوست گرامی چون من دیگه از سیاست کشیدم بیرون حداقل من تا کسی شرمندم نباشه منت نزارم سرش

ناشناس گفت...

... تو شرایط زندونی اونم حبس و سلول ، توالت و زیر هشت از آدم چیزی می‌سازه که مردم نمیتونند اوو را هضم کنند ، در نتیجه با اینکه اون فرد زندانی آزاد شده ولی‌ هنوز و کماکان زندونی هست، در ضمن دوست عزیز مرسی‌ که تقدیر کردی از ما

ناشناس گفت...

من هم زندان بودم ولی بیرون هم که اومدم یه آدم دیگه نشدم هنوز همون آدم هستم با همون طرز تفکر علیرغم همه مشکلاتی که در زندان برام پیش اومد. البته شاید چون من رو زیاد شکنجه نکردن یه آدم دیگه نشدم! البته دوستام من رو تنها نگذاشتن والبته دوستای خوبی هم تو زندان پیدا کردم. امیدوارم همه زندانی های سیاسی آزاد بشن.

ناشناس گفت...

ممنونم که بعد از 4-5 سال اینو میخونم
من فقط 11 روز همراه آدمایی بودم که...
اما این 11 روز برای همیشه هست
ازت متشکرم که برای اولین بار کسی رو معرفی کردی که نبوده اما می فهمه
خودت...

Mina Zarin گفت...

http://www.youtube.com/watch?v=r8VvV2Pno_U&feature=youtu.be

نامه سرگشاده مینا زرین
30 سال شکنجه و تجاوز جنسی در رژیم جمهوری اسلامی

Mina zarin گفت...

http://www.youtube.com/watch?v=lQBeOmJ3SNM

مقاومتی که زنان دهه 60 انجام دادند بایستی از این تجربیات و پتانسیل انقلابی درسها گرفته شود این گوی و این میدان ...

زنان زندانی سیاسی دهه 60 از باور مینا زرین ،سخنرانی در کلن سپتامبر 2012

نازی گفت...

یکی ازون ادما معشوقه ی من بود ....
بلاگتو خیلی وقته میخونم .. این پستهایی که ازین آدما میزاری همیشه باهاش گریه کردم و فهمیدمش ......
توی یکی از پست هام درباره مسیحا نوشتم .......
من میفهمم اینارو ..
شکنجه ! درد ! اعتراض و .... :(

نازی گفت...

یکی ازون ادما معشوقه ی من بود ....
بلاگتو خیلی وقته میخونم .. این پستهایی که ازین آدما میزاری همیشه باهاش گریه کردم و فهمیدمش ......
توی یکی از پست هام درباره مسیحا نوشتم .......
من میفهمم اینارو ..
شکنجه ! درد ! اعتراض و .... :(

ناتمام گفت...


خوبه که می بینم هنوز یه نفر 18 تیر

رو یادشه...

خوبه که حافظه ی تاریخی داری...

خوبه...

طاها گفت...

و بعد با همه‌ی این‌ها خود را فروختید. به همین راحتی، بازی خوردید. برادر بزرگ راضی باشد، بازیگرهای نمایش بودید!

روحانی، آقا! متشکرند! نیم نگاهی به این خستگان بینداز!

yalda arta گفت...

طاها : آفرین به تو طاها که مثل همیشه از دید خیلی بالا و متکبر استادی تو دایره ی خنثی گری. این حرفا چیه می زنی طاها ؟ اول از همه اینکه روحانی کارش و شروع نکرده هنوز و آدمایی مثل تو مثل های معروفشون و انداختن رو زبون. همین خودش نشانه ی عدم منطق شماست. دوم اینکه شما دقیقن پشت رویاهات چی می گذره ؟ تحریم ِ چی ؟ کشک ؟ رای دادن خودش عمل دموکراسیه. فرقی نمی کنه توسط نظام و حرفاش مورد تاثیر قرار بگیره. از عمل باید دفاع کرد. منی که رای دادم می تونم معترض به اوضاع باشم . تویی که رفتی اون گوشه جای حرف زدن نداری. به نظر من بیشتر از همه ی مومنا آدمایی مث تو منتظر یه ناجی هستن.