Instagram

شنبه، آبان ۳

از ماست که بر ماست



بیشتر از اینکه از خودمان بترسیم ، به گمانم وقت آن رسیده که از اینترنت بترسیم. چندی پیش قضایای ریحانه را خواندم به قلم آدمی در اینترنت. یک کاربر. بدون تحقیق برای اطلاعاتی بیشتر ، دلم برای ریحانه کباب بود و بخاطر سیستم قضایی که تا به حال نتوانسته ایم بهش اطمینان کنیم و از تصمیمی که می گیرد ، مطمئن باشیم، شک نداشتم ریحانه در دفاع از تجاوز دست به قتل زده است.
این " شک نداشتن " ترسناک ترین جهت ِ این قضیه است. کجا و کی دمخور بودنم با اینترنت باعث شده بود عاشقش شوم؟ عاشقِ چشم بسته ای که هر چه معشوق می گوید باور می کند و انگار رسالتش باشد، شروع به پر و بال دادن به تراژدی کرده در این راه قدمی کج نخواهد گذاشت.
بعدتر بررسی کامل پرونده ریحانه را توسط چندی از وکلا خواندم و روشن شدم که ریحانه قتل عمد انجام داده . گرچه همچنان با اعدام مخالفم و آرزویم این بود که امروز بخوانم خانواده ی سربندی ریحانه را بخشیده اند ، اما با توجه به پرونده، قتل عمد انجام شده ...
امروز ، اگر دچار ترس از جامعه ی مجازی شده ام ، بیشترش را مدیون وایبر هستم. انبوه پیام های اشتباه، اغراق آمیز ، دروغین ، بی سر و ته و بدون مدرک ، را هر روز در وایبر می بینم. گاهی مادرم با ترس پیامی را فوروارد می کند که در آن گفته شده هر عکسی در وایبر خود بفرستید سریعا به فیس بوک و سایت های جهانی (!) فرستاده شده و همه عکس را خواهند دید، از فرستادن عکس های خصوصی فلان.
چه سودی پشت این پیام نهفته ؟ آیا انسانی محافظه کار گوشه ای نشسته و بدون کمترین اطلاعات اینترنتی و کامپیوتری ، نگران حریم خصوصی مردم بوده است ؟
سودی که پشت این پیام های دروغین و بدون مدرک و قضاوت های نادرست نشسته در لذتی است که ما به اشتباه شناخته ایم. از ترساندن یکدیگر دچار شعف می شویم، از نشر شایعات، احساس هیجان کرده و دیگر نیازی به مدرک و سند برای قضاوت و نظر دادن نداریم.
این می شود که امروز ، دیگر به هیچ کدام مان اعتمادی نیست. بیایید یکدیگر را باور نکنیم.

۱۰ نظر:

ناشناس گفت...

اینکه یک مرد 45 ساله فاسد مذهبی یک دختر 19 ساله و تنهای را ببره در اپارتمان خالی خودش علتش چی بوده ؟؟؟میخواستند کار تجارتی انجام بدن برای چه باید مشتری به این پول داری رااز بین ببره کسیکه میخواد قتل عمد انجام بده به یک ضربه قناعت نمکنه یا چند ضربه میزنه یا یک ضربه کاری که طرف همانجا در جاکارش تموم بشه نه اینکه سه طبق هم بیاد از پله پایین وای دزد ای دزد بگه و بعد هم مبایلش را برمیداره جیبش را هم از پول خالی چاقو را هم بعد از پا ک ککردن اثر انگشت در اشغالی میندازه و خداحافظ شما .شما اخرین مسج های جناب دکتر را شنیده اید قضاوت شما بسیار سطحیای است مقتول چون اطلاعاتی سابق بوده همکارانش برای خوش خدمتی به خانواده هر انچه به نفع ریحانه بوده یا نابود کردند یا مخفی و در اخر بر میگردیم به چاقوی سرامیز یکی میگه طولش 25 یکی میگخ 50 چاقو نیم متری را تاحالا شما دیده اید سعی کنید چنینی چاقوی را در بازار ایران پیدا کنید وبعد هم یک کیف زنانه که 60 ساتیمتر طول یا عرض داشته باشد تا ان چاقو در ان جاسازی شود میخواهید بیشتر بگم

ناشناس گفت...

چه قانع کننده! پرونده را از دست وکلای بسیجی وزارت اطلاعات قاپیدم و یک نگاهی هم انداختم و ریش وکلای اطلاعاتی ناگهان به این نتیجه رسیدم که ریحانه قاتل و دروغ گو و فتنه گر و کافر و وابسته به صهیونیسم و استکبار جهانی و یهودی و دژمن بوده است! قشنگ بود تقریبا باور کردم یکم فقط پیاز داغش رو بیشتر کن اجرت با کله بریده و بدن آش و لاش امام حسین!

ناشناس گفت...

نویسنده عزیز هر قتل عمدی انگیزه‌ای دارد آیا در مورد انگیزه این قتل تحقیقی فرموده اید؟

نویسنده ی وبلاگ گفت...

ناشناس محترم !

تمام صحبت این پست من راجع به آدم هایی مثل شماست. احساسات زده و بی منطق.
من هم مثل خیلی های دیگر بسیار غمگینم که ریحانه اعدام شده است .و اصلا اعدام تنه ی من را می لرزاند. با این حال اگر این روند احساسات زده شبیه رفتار شما در پرونده اش اوج نمی گرفت شاید امیدی به بخششش بود. در اینکه مقتول انسان هوس پرست و عیاشی بوده شکی نیست ، اما قتل انجام شده و در این نیز شکش نیست.

Alireza Javadi گفت...

جالبه که هنوز هستند عزیزانی که زحمت خوندن کامل پرونده یا نوشته های وکلای بیطرف رو به خودشون نمیدن و تشریف میارن اینجا اظهارنظر احساسی می کنن...
ممنون از نوشته تون بسیار بجا بود

علیرضا

مائده گفت...

کاش یه اشاره میکردی که اینایی که خوندی و قانعت کرد رو کجا خوندی. و اگر کس دیگری بخواد بخونه کجا میتونه بخونه

yalda arta گفت...

مائده: این لینک رو پیشنهاد می کنم.
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=779080108820046&set=a.134145229980207.22364.100001541923463&type=1

نعنا گفت...

چيزي كه منطق رو كور ميكنه روش رايج براي ثبت اعترافات و جزييات پرونده است كه معمولا به روش أخلاقي بدست نمياد مخصوصن وقتي مقتول ادم مهمتري از قاتل باشه، مثلا پرونده شهلا جاهد كه اگه جزييات اون رو خونده باشيد ميبينين اگرچه شهلا ادم بي شيله پيله و صادقي به نظر نمياد و ولي اكثر مأمورين و قاضياي نهائي پرونده خواستن پرونده رو به سليقه ايي كه باب طبع از ما بهتران باشه ثبت كنن و شاخ و برگ بدن كه مبادا فلاني و فلاني ضائع شن و علاقه ايي به كشف حقيقت ندارن.
حالا كه پاي يه پرونده جديد مثل ريحانه مياد وسط كسي حرف مسولين پرونده و قاضيا رو قبول نداره چون خيليا پيش فرضشونه كه خيلي از اين اعترافا و جزييات دروغه.

فاطیما گفت...

من نه به وبلاگ شما توهین کردم و نه در اینکه لینک زن از وبلاگ شما متن برداشته مقصرم،لینک زن مطالب قشنگ رو از وبلاگ زنان جمع میکنه وبه بقیه معرفی میکنه
بنده زیر هر پستی توی لینک زن نظر نمیگذارم مگر اینکه این پست به دلم بنشینه و زیبا باشه که مال شما هم بود...
ولی اینکه جناب عالی با اسم و رسم من داری توی وبلاگ دوستانم نظرات چرت و پرت میگذاری باید بگم که از طریق پلیس سایبری باهاتون در صورت ادامه ی این کار برخورد میکنم و آی پی و نظرتون توی وبلاگم و نظراتی که برای دوستانم گذاشتی و در اختیارشون میگذارم و از این طریق شما سر جات مینشیی که از این به بعد بدونی توی اینترنت هم ادما رد پا و آی پی دارن و هر غلطی و هرچرندی رو نمیتونن بگن و در برن و اینجاست که پلیس سایبری و فتا جلوی این متقلب بازیتو میگیره
حالا با اسم من خوش باش ولی وقتی پلیس اومد روی خط اینترنتت حالتو گرفت درک میکنی کی حرومزادست که به من میگی حرومزاده ...حیف لینک زن که پست تورو بازنشر کرده...حیف

نویسنده ی وبلاگ گفت...

فاطیما : ممنون می شم توضیح بدید کی به شما و کجا توهین کرده ؟ و کی به نام شما چی زده ؟ اگه به نام شما بوده چرا حتم به یقین فکر کردید کار بنده ی حقیره که اصلا نمی دونم شما کی هستی از چه آدرسی میای ؟!