Instagram

پنجشنبه، خرداد ۲۷

.

فیلم La Vie en Rose را وقتی دیدم که چند روزی بیشتر از آشنایی ام با ادیت پیاف نگذشته بود. او یکی از

معروفترین خواننده های زن در فرانسه است که صدای رسایش از عصرهای متفاوتی عبور کرده است و

حالا  یک هفته ای هست که من او را شناخته ام. دو سه روز گذشته بود از دانلود بعضی از آهنگ هایش

در کامپیوترم که میم به دیدنم آمد. میم زبان فرانسه می خواند و می داند که من چطور مجذوب فرهنگ

فرانسه ام و خوب می داند که چقدر عاشق فیلم های فرانسوی هستم.

فیلم  را بهم داد و گفت که داستان زندگی ادیت پیاف است. خب حقیقتا اینبار کمی شگفت زده شدم .

خیلی وقت ها پیش می آید که وقتی با چیزی آشنا می شوم اتفاقی در روزهای بعدش می افتد و دنباله اش

را تکمیل می کند. اما اینبار خیلی زود بود. من حتی هنوز آنچنان اشتیاقی برای جستجو و کشف Piaf

نشان نداده بودم.

فیلم را خیلی دوست داشتم. دلیل شخصی ام اینست که فیلم های زندگینامه ای را دوست دارم و به شدت برایم

لذت بخش است تصویر و جزئیات شخصیت هایی که می شناسم را به تماشا بنشینم. اما دوست داشتن فیلم از

دلایل شخصی ام عبور می کند . فیلم از نظر ساختار بسیار سنجیده و خلاقانه  پردازش شده است.

فیلمنامه آنقدر منسجم و حقیقی است که باورم نمی شود کسی جز خود ادیت پیاف نوشته باشدش.  بازی ماریون

کوتیار را آنچنان باور می کنی و ریتم کار آنچنان بر تو می نشیند که یقین می آوری این خود ادیت است که

نشسته دفتر خاطراتش را ورق می زند و روایت می کند.



حس می کنم می توان به جرات گفت که بازی کوتیار در این فیلم بی عیب و نقص است. او توانایی این را دارد

که با گریم های متفاوتی که در طول فیلم برای نشان دادن سن و سال ادیت بر چهره اش می شود همذات پنداری

کند. و این کار را نه تنها در چهره اش که با تمام ِ وجودش انجام می دهد. روند فیلم کرونولوژیک نیست و

فلاش بک های زیادی در میان صحنه ها می خورد. و همین رفتن و آمدن ها میان تاریخ ، فیلم را نه تنها به

هم نمی ریزد که به طرز وحشتناکی لذت بخش می کند.به علاوه فکر می کنم انتخاب چنین روندی برای تدوین

فیلم برای نشان دادن ذهن آشفته و پر هذیان ادیت در سالهای پایان عمر بسیار به جا و مناسب است.

چیزی که بیشتر از هر چیزی در فیلم پسندیدم عدم وجود عنصر قضاوت بود. کارگردان  ( الیویه داها ) سعی

می کند ادیت واقعی را با همه ی اندوه ها و شادی ها با ضعف و قدرتش به نمایش بکشد و موفق می شود.

اما در این به نمایش کشیدن باوری را به قضاوت نمی نشیند و یا رفتاری را نفی یا تحسین نمی کند.


 
صحنه ای که ادیت عشقش مارسل سردان را از دست می دهد ، صحنه ای است که بخاطر همذات پنداری و

بازی شگفت انگیز همه ی بازیگران نمی توانم دوباره نگاه کنم.در باره ی عشق ادیت به مارسل، بوکسر

معروف اروپایی، فیلمی دیگر هم ساخته شده که نامش Édith et Marcel است و صرفا به رابطه ی

عاشقانه این دو می پردازد.

La Vie en Rose  را بعضی زندگی به رنگ صورتی و بعضی دیگر زندگی یک گل سرخ است ترجمه

کرده اند. امیدوارم اگر به این خواننده علاقه دارید و یا مثل من از دیدن فیلم های اینچنینی لذت می برید ، این فیلم

را جزئی از لیست فیلم هایی که باید ببینید قرار دهید.




   

۲۷ نظر:

سلمان گفت...

واسه ماها که سوات ِ فرانسوی نداریم، بگو ببینم زیرنویس فارسی داره احیانا؟

محمود گفت...

می رم دنبالش . ندیدم فیلم رو شاد باشی

یلدا گفت...

سلمان : الان فکر کردی من مث بلبل فرانسه حرف می زنم ؟ !! آره زیرنویس داره .

فرضيه هاي گستاخانه گفت...

من از احساسي كه توي فيلم هاي فرانسوي هست بسيار خوشم مياد... همراه با بوسه هايشان.

نوشته شد!

سياوش گفت...

سلام دوست عزيز.
درمورد روح پراگ باهات موافقم : كلامي كه از دل بربياد بر دل هم ميشينه ؛ درست مث همين
فيلم زندگي صورتي كه تازه ديديش.

تا بعد...

gezze گفت...

سلام
پاینده باشی

تارا گفت...

باید فیلم قشنگی باشه که تا این حد تورو تحت تاثیر قرار داده..
شمارش فیلم هایی که باید ببینم از دستم رفته!
ولی میبینم!: دی

fifil گفت...

سلام. خوش حالم که دوباره ارتباطمان دو طرفه شد! من موسیقی فرانسوی را خیلی دوست دارم. سعی می کنم فیلم را پیدا کنم.

صهبان گفت...

فیلم و دیدم. خیلی عالی بود. منم از فیلم هایی که به زندگینامه ها می پردازن خوشم میاد. از خوندن بیوگرافی و اون یکی چیه که خود نویسنده راجع به خودش می نویسه ؟ خیلی لذت می برم از خوندنشون. این فیلم اما خیلی خوب ساخته شده بود. مرسی.

یلدا گفت...

صهبان : اتو بیوگرافی . Autobiography.
منم مثل تو. فیلم و دوست داشتم. خوشحالم که دیدیش.

اراکده گفت...

سلام
قالب جدید و تابلوی سر در وبلاگت بدلم نشست.
فیلم در حال اکرانت رو دیده ام و از بازی اون دخترخانوم خیلی خوشم میاد...

یلدا گفت...

اراکده : مرسی. به دل خودم هم نشسته. فکر کنم دیگه عوضش نکنم. چه خوب که فیلم و دیدی . منم بازی اونو خیلی دوست داشتم.

نسیم گفت...

من هم خیلی دوستش دارم ÷س حتما باید فیلم را ببینم. عکس بالا هم خیلی قشنگه

یلدا گفت...

نسیم : مرسی نسیم عزیز.

راديو حرف حسابي گفت...

نوشته شد!

شب گلک گفت...

من فیلم های زندگی نامه ای رو خیلی دوست دارم به همون دلایلی که ذکر کردی. می دونی این فیلم رو هم پارسال بود انگار که وصفش رو زیاد شنیدم ولی چون فرانسه بلد نبودم تلفظش سریع از ذهنم رفت. منتها حسرتش نه. تا امروز که اینجا رو خوندم و یهو دیدم اه این که همون فیلمه. خوشحالمه یلدا...مرسی

بهار گفت...

اینو دیروز دوبی وان گذاشت....وقت نداشتم یه صحنه بیشتر ازش ندیدم...اونجا که بهش گفتن یکی مرده و فریاد کشید رو دیدم...این دوبی وان نمیدونم کی ها فیلم فرانسوی میزاره....

بهار گفت...

به نظر من هرچند وقت یه بار عوض کن این عکس بالا رو...جای بکتاش خالی شاکی بشه!....

یلدا گفت...

شب گلک : چه خوب ! زود زود ببینش. لذت می بری.

یلدا گفت...

بهار : چه جالب ! دوبی وان ! کاش می دیدی. آخ جای بکتاش خالیه !!

rezgar.sh گفت...

سلیقه ات عالیست. حتما می بینم .
(مثل اینکه این حتما خواهم دید ها و حتما انجام خواهم دادها در زندگیم لیستشان خیلی بلند بالا شده است که نمی دانم از کجا شروع کنم!!)

یلدا گفت...

رزگار : امیدوارم این لیست بلند بالا باعث نشه هیچ وقت نری سراغش !

فرضيه هاي گستاخانه گفت...

نوشته شد!

mehr گفت...

یلدا لینک این آهنگای ادیت پیاف رو برا ما هم بذار خو دختر جان. راستی فهمیدی منم بلاگ اسپاتی شدم!

یلدا گفت...

مهر : آخ جون ! حالا میشه خوندت. نکته ی بعد اینکه شوخی می کنی با من ؟ !!! شما منبع ادیت پیافی !!

"Illizar" گفت...

من کل آلبوم هاش رو دارم. اگه خواستی بگو میتونم برات بیارم. البته آهنگاش سنگینه.
و این فیلم معرکست به سختی میشه احساساتت رو براش کنترل نکنی. اما تنها مشگلی که داره اینه که به یکی از دلایل سختی زندگی پیاف که شروع جنگ جهانی و فقر زیادی که به اون خاطر در بعد از دهه 40 ایجاد شده بوده اشاره نمیکنه.

یلدا گفت...

Illizar: مرسی داوود عزیز. چه جالب که تو خوب می شناسیش. راستش منم به این موضوع دقت کردم که چرا جنگ خیلی نامحسوس خودشو تو فیلم نشون میده اما بعد نتیجه گیری ام این بود که شاید کارگردان می خواسته فیلم مختص ادیت باشه و رد پای جنگ زیاد درش به عنوان یک عنصر جداگانه وارد نشه.