Instagram

پنجشنبه، اسفند ۲۶

.


هیچ کس بیشتر از من غصه این ننوشتن ها را نمی خورد. اما همه بعد از خواندن برچسب دو تایی و اتفاق خوب حدس های زیادی می زنند تا دلیل این ننوشتن را پیدا کنند. من می گویم تمام آن دلیل ها قلابی اند. هیچ کدام شان به من نمی چسبد. اگر کامپیوترم خراب نمی شد, هنوز آخر شب ها که برمی گشتم خانه ام , جای من پشت پی سی بود. حتی اگر خستگی تاسر انگشتهام را پوشانده بود. دنبال درست کردن پی سی نرفتم. قبول. اما از سر گرفتاری بود. وقت کم. و چشم دوختن به روز آمدن آقای او و سپردن پی سی بهش. آقای او آمد اما پی سی هنوز چشم باز نکرده و من با این همه کلاس و جلسه حتی وقت خرید های روز های عید را نداشته ام چه برسد به عبور از فیلترهای دوست داشتنی و غرق شدن توی وبلاگ ها. همین الان هم دارم با گوشی گنده ی جدیدم که اسمش را بلانش گذاشته ام تایپ می کنم. خیال درست شدن پی سی من را از سر خود بیرون کنید.

۸ نظر:

rezgar.sh گفت...

nemidunestam gushie gondat mitune az filteram begzare!!!

محمود گفت...

برخیز که می‌رود زمستان

بگشای در سرای بستان

نارنج و بنفشه بر طبق نه

منقل بگذار در شبستان

وین پرده بگوی تا به یک بار

زحمت ببرد ز پیش ایوان

برخیز که باد صبح نوروز

در باغچه می‌کند گل افشان

خاموشی بلبلان مشتاق

در موسم گل ندارد امکان

سال نو مبارک . همیشه شاد و خوشبخت باشی

Morteza گفت...

من هم خیلی وقته که ننوشتم ...

بهار گفت...

آخ اخ بوس به تو!اما منم همین برچسب ها را به تو میزنم گل گلکم

Morteza گفت...

سعی کن یک جوری درستش کنی دیگه ...

بلانش گفت...

اسمش را بلانش گذاشته ام...حس لبخند

یلدا گفت...

بلانش : درست است که سفیدی یکدست پشتش بلانش را آورد توی ذهنم اما حقیقت اینست که بخاطر تو اینقدر این اسم را دوست دارم.

افرا گفت...

سلام يلداجان خوشحالم كه اينجارو پيداكردم من نوشته هاتو دوست دارم بازم ميام اينجا